محلی برای زندگی
مطلبی که می خوانید آخرین نوشته است از من که برای یکی از نشریات دانشجویی شهرمان نوشته ام. شما هم بخوانید ... بدک نیست
محلی برای زندگی
سلام!
امروز می خواهم از گذشته ها بنویسم ... گذشته هایی نه چندان دور ...
انگار همین دیروز بود که پا به دانشگاه نهادیم ... محلی برای آموزش و افزودن بر بار کوله بار علم و دانش ... جایی برای بروز استعدادهایی که تا به حال جرأت ابرازش را هم نداشته ایم و زمانی که تا همیشه در خاطره هایمان از آن به عنوان روزهایی روشن و به یاد ماندنی از آن یاد می کنیم.
انگار همین دیروز بود که سر بزیر و آرام و بی سر و صدا وارد دانشگاه شدیم ... اما امروز ... با اینکه باز هم کسی نمی شناسدمان اما بسیاری مسائل را تجربه کرده ایم که شاید در هیچ جای دیگر نمی توانستیم .
آری! دانشگاه تنها محلی برای علم اندوزی و تنها محلی برای افزودن به بار دانشمان نیست ... دانشگاه نیز محلی برای یاد گرفتن درس زندگی است ... باید پذیرفت که دانشگاه رفتن ما با بهترین و عزیزترین سال های عمرمان همزمان شده و باعث افزودن به کوله بار تجربیاتمان ... تجربیات مهم و حیاتیمان خواهد شد. راستی شما تا به حال چقدر تجربه اندوخته اید ؟!
سال های عمرمان سپری شد اما نه بیهوده که با اندوختن تجربیاتی که بعدها به کارمان خواهد آمد.
پاینده باشید ـ برادر کوچکتان حمید
