پز دادن و عابربانک
پز دادن و عابربانک
این جریان پز دادن با عابر بانک هم خود معرکه ای است و با اینکه برای ما دردسر درست می کند اما گاهی هم باعث خنده و تفریحمان می شود.
خب شهر ما کوچک است و معمولا هم بیشتر دانشجویان از کارت عابربانک استفاده می کنند و بعضی ها هم نمی دانند که با ده تا دوازده هزار تومان می توانند یک کارت عابر بانک داشته باشند!!!
خب حالا چرا میگم باعث دردسر و البته تفریح میشه ... فرض کنید که یک دختر بخواهد پز عابربانکش را بدهد ...
چه می کند؟! می رود و در ساعات شلوغی پول می گیرد تا همه او را ببینند ... بعد چه می کند؟ هیچی داخل بانک می آید و فیش پر می کند و همان پولی را که گرفته دوباره به حساب می ریزد و برای بار دوم پز می دهد!!!
این اتفاقات باعث خنده ما می شود چون می خندیم به بی عقلی اش!!!
و باعث دردسر می شود چون ما مجبوریم که پولی را که چند لحظه پیش از دستگاه عابربانک گرفته شده رو دوباره به حساب بریزیم.
نکته پاستوریزه: این کار فقط منحصر به خانم ها نیست و آقایان هم این کار را انجام می دهند اما خب تعداد خانم هایی که این کار را می کنند بیشتر است.
نکته اخلاقی!: حتما تا حالا فهمیدید که نویسنده کارمند بانک است ... آن هم بانک سپه!!! از این به بعد بعضی اتفاقات و مسائلی را که در بانک می افتد را نیز در این وبلاگ خواهید خواند.
تک بیت ناب!!!: این بیت رو هم همین الآن از توی روزنامه جام جم خوندم:
چراغی را که ایزد برفروزد
هر آنکه پف کند ریشش بسوزد!!!
